الشيخ رسول جعفريان
148
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
صلح با او به مراسله پرداخت بود . « 1 » شيخ مفيد نيز نوشته است كه : معاويه دربارهء صلح به امام نامه نوشت . « 2 » به اعتقاد ما همانطور كه در موارد ديگر نيز گفتهايم ، شايعاتى كه معاويه دربارهء صلح منتشر كرد ، سبب شد تا كسانى از مورخان اظهار كنند كه خود امام ، صلح را پيشنهاد كرده است . در گزارشى آمده است كه معاويه جاسوسان خود را در ميان سپاه مقدم امام فرستاد تا بين آنها شايع كنند كه حسن با نامهنگارى به معاويه درخواست صلح كرده است ، چرا شما جان خود را به خطر مىاندازيد ؟ « 3 » معاويه براى فريب عبيد الله بن عباس به او نوشت : إن الحسن قد راسلنى فى الصلح . « 4 » چنين شايعاتى ، بعدها به صورت نقلهاى تاريخى در آمده و واقعيات را دگرگون كرده است . دلايل پذيرش صلح دلايل چندى سبب شد تا امام نتواند به مقصد اصلى كه جنگ شرافتمندانه با معاويه بود دسترسى پيدا كند ، لذا ضرورت ديد تا براى حفظ اصل اسلام و نيز جلوگيرى از خونريزى بىنتيجه از جنگ ، خوددارى كند . اينك مواردى از آن دلايل : الف : سستى مردم در حمايت از امام ، از مهمترين دلايل اقدام امام براى اتخاذى موضع جديد بود . هيچكس نمىتواند مدعى شود كه امام به جنگ با معاويه اعتقاد نداشته است . سخنان و مواضع او كاملا خلاف اين نكته را ثابت مىكند . ماجراى ساباط يكى از مهمترين نشانهها براى روشن ساختن عدم قابليت مردم در ادامه جنگ بود . در آنجا بود كه امام به قول شيخ مفيد ، دريافت كه مردم او را خوار كردهاند . « 5 » شمار زيادى از اين مردم ، در جنگهاى جمل ، صفين و نهروان در حمايت از على عليه السّلام به قتل رسيده بودند و اينك خسته از جنگها ، ديگر توان ادامهء اين جنگ را در خود نمىديدند و حتى خود را طلبكار حكومت دانسته و ثار خود را از اهل بيت مىطلبيدند . آنها امام را مسئول خون كشتگان خود مىانگاشتند . گذشت كه وقتى خبر فرار جمعى از سپاه
--> ( 1 ) . تذكرة الخواص ، ص 197 ( 2 ) . بحار الانوار ، ج 44 ، ص 48 ( 3 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 11 ، ص 42 ( 4 ) . همان . ( 5 ) . الارشاد ، ج 2 ، ص 13